|
سه شنبه 5 دی 1391برچسب:, :: 15:13 :: نويسنده : صدرا
بالاخره دکتر تصمیم گرفت مریضی منو جدی بگیره. و قراره دوشنبه عمل کنم. اما گویا خیلی پیچیده نیست اما من باز هم میترسم بعد این همه درد و مشکلاتی داشتم تا ببینیم چی میشه. اونها مجاب شدن دیگه فقط راه فرار خودشون که می گفتن عصبی هست، نیست و یه موردی هست برای دلدردهای من و اعتراض من از مشکلاتم. برام دعا کنید خیلی کلافه هستم و نفهمیدن دکتر ها بدجور کلافه ام کرده و وقتی میگن موردی نداری دوست دارم با ناخنهام چشماشون رو در بیارم و بگم بیا حالا ببین چیزیت نیست که چشت درد میگیره خوبه درد من رو ندید می گیره خوب جرات داشته باشید بگین من متوجه نمیشم و کار بلد تر از خودتون رو معرفی کنین. اما معمولا ما ادمها کسی رو بالاتر از خودمون قبول نداریم یا برامون عذاب کسی مهم نیست. کاش رفتارهای ما عوض بشه. نظرات شما عزیزان:
سلام
خوشحالم كه بالاخره علت مشخص شد حالا گفتند مشكل چيه؟ البته اگه صلاح ميدونين بگين؟ ممنون از اینکه به فکر هستید . من از بودن شما اینجا خیلی خوشحال میشم. باز هم ممنون ![]()
![]() |