ساده اما سخت
سه‌شنبه 23 خرداد 1391 :: 19:40 :: نويسنده : amma

یه چهاردیواری اما نه جعبه اما نه یه جای سرد و بی روح نه یه دخمه نه یه مکان، یه جا پر از امنیت یه جا که آدم از هر جا و هر کس دلش بگیره اونجا آروم میشه یه جا که توش عشقه از آشپزخونش بوی عشق میاد یه جا که یکی توش غذا می پزه تا اون یکی بیاد و وقتی در باز میشه دلش پر میکشه برای دیدن شریکش یه جا که همه به فکر آرامش همند یه جا که همه تلاش میکنن فضایی دلچسب و زیبا داشته باشه. یه جا که شبها بعد یه روز خسته کننده کنار عزیزت آروم بگیری با گرمی نفسش شب رو صبح کنی یه جا که از هر گوشش خاطره داری یه جا که گاهی اوقات اونقدر شلوغه که کنج خلوتی نداره و گاهی فقط خودتی و اون و یا فقط خودت و باز هم آرومی که جای دیگه ای برات اونطور نیست چون خیالت با اوست.یه جا که اگه توش غم هم باشه باز هم امنه برات.

یه جا که خوبه.

یه  جا که جای عشقه.

یه جا که یکی بفکرته.

یه جا که اونی رو  که دوستش داری با همه مشغلها بالاخره اونجا می بینیش و دلت باز می شه.

یه جا که .....

یه جا که من ندارم.


 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران