ساده اما سخت
سه‌شنبه 05 دی 1391 :: 15:20 :: نويسنده : amma

بالاخره دکتر تصمیم گرفت مریضی منو جدی بگیره.

و قراره دوشنبه عمل کنم. اما گویا خیلی پیچیده نیست اما من باز هم میترسم بعد این همه درد و مشکلاتی داشتم تا ببینیم چی میشه. اونها مجاب شدن دیگه فقط راه فرار خودشون که می گفتن عصبی هست، نیست و یه موردی هست برای دلدردهای من و اعتراض من از مشکلاتم.

برام دعا کنید خیلی کلافه هستم و نفهمیدن دکتر ها بدجور کلافه ام کرده و وقتی میگن موردی نداری دوست دارم با ناخنهام چشماشون رو در بیارم و بگم بیا حالا ببین چیزیت نیست که چشت درد میگیره  خوبه درد من رو ندید می گیره خوب جرات داشته باشید بگین من متوجه نمیشم و کار بلد تر از خودتون رو معرفی کنین. اما معمولا ما ادمها کسی رو بالاتر از خودمون قبول نداریم یا برامون عذاب کسی مهم نیست.

کاش رفتارهای ما عوض بشه.


 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران