|
دوشنبه 26 تیر 1391 :: 23:06 :: نويسنده : amma
خدایا آدمات اذیتم کردن خدایا دلم گرفته و جایی نیست تا برم داد بزنم و یه دل سیر گریه کنم تا تموم بشه این اشکهای بی موقع. خدایا اگه از چیزی که ارومم میکرد دلم بگیره چه کار کنم حالا که این حالمه چه کنم. کجایی خدا آدرسو یاد ندارم هر جا که فکر میکردم دارم با تو درد دل میکنم اشتباه بود. خیلی حرفها دارم از اون که همه احساسمه گله دارم اونکه ساخت یه روح ویران را. تو بگو اگه مرحمم بشه دردم دیگه چه می توانم بکنم . هیچ کس تنهاییم را حس نکرد لحظه ویرانیم را حس نکرد در تمام لحظه هایم، هیچ کس وسعت حیرانیم را حس نکرد آن که سامان غزلهایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نکرد
|
|||||||||||